loading...

موزیک دانلود

بازدید : 1715
پنجشنبه 8 آبان 1399 زمان : 14:02

- فیلم هفتگی: یک نشست نشسته حتی المان -
فیل که هنوز در آخرین جشنواره فیلم برلین کشف شده است ، قبل از هاله ای از یک فیلم بزرگ نفرین شده به فرانسه می رسد. اما دلایل خوبی برای تحت تأثیر قرار گرفتن این نقاشی دیواری نسلی استاش وجود دارد ...

جدا کردن سرنوشت فیلمساز جوان هو بو از فیلم او دشوار است ، آنها به دو دلیل خوب و بد بسیار به هم پیوند خورده اند. عواقب بد: پیامدهای رسانه ای مربوط به خودکشی وی ، که پس از درخواست تهیه کننده (فیلم ساز وانگ شیاوشوآی) برای قطع فیلم وی رخ داد. هو بو پس از اینکه از ویرایش چهار ساعته اول و "غیرقابل تحمل" خودداری کرد ، موافقت می کند که آن را دوباره تنظیم کند ، اما فقط ده دقیقه کنار می رود. چند هفته بعد ، او خودکشی کرد. ذاتاً مالیخولیک ، او یک فیلم و داستان کوتاه را پشت سر می گذارد که به وضوح خوی ناامیدانه او را نشان می دهد. به همین دلیل پیوند بیش از حد مشکلات تولید با پایان غم انگیز آن خطرناک خواهد بود. از سوی دیگر ، از قضا ، این خودکشی است که "اجازه" داد فیلم شناخته شود و شناخته شود: مطبوعات در حال تصویر گرفتن از یک فیلمساز شکنجه شده ، شهید و قربانی سیستم ، مشغول کار در بدبختی هستند (این که کمی اغراق آمیز به نظر می رسد) ... بنابراین انتظار عالی بود. اینکه این علاقه به فیلم ناشی از واکنش همدلی یا انسانیت نبوده است ، بلکه بیشتر یک پیامد هیجان انگیز جامعه تماشایی بوده است ، هیچ چیز نمی تواند کنایه آمیزتر از پیام باشد به نظر می رسد فیلم و فیلم ساز می خواهند آن را به ما منتقل کنند.



سیاه سیاه است
در اینجا دلایل "خوب" - به هر حال انسانی ترین - برای دوست داشتن این فیلم و پشیمانی از ناپدید شدن هو بو وجود دارد. با این داستان کرال چهار شخصیت (مرد جوانی که از یک داستان غم انگیز زنای محصنه آسیب دیده است ، پیرمردی که سگش فوت کرده است ، یک دختر جوان در شرایط بد با مادرش و کودکی که آرزوی رفتن به سیرکی را دارد که به نظر می رسد هو بو ، مانند بلا تار که او را تحسین می کرد و کمی هم مربی او بود ، برای ما با گروه کمی از شخصیت ها توصیف کند ، کل بشریت ، حتی کاملاً ، کل جهان (مانند آغاز هماهنگی های Werckmeister). جاه طلبی او برای روایت داستان شخصیت ها و سرنوشت آنها نیز یادآور اولین فیلم های ادوارد یانگ است. و مشاهدات هو بو غم انگیز است ، اگر غم انگیز نباشد: ما بیشتر و بیشتر در دنیای بی اعتنایی و خیانت فرو می رویم ، جایی که مردم ناگزیر با یکدیگر درگیر می شوند. کشف جسد هو بو نیز به ویژه ویرانگر است: برخی از دوستان که نتوانسته بودند به او برسند ، در خانه او را کوبیدند و بدون پاسخ ، قبل از افتادن در راه پله بر روی جسد دوست به دار آویخته شان ، آنجا را ترک کردند. . پس از ورود ، از طریق رایانه وی متوجه شدند كه او طناب را دو روز زودتر از طریق اینترنت سفارش داده است. غیرممکن است که به ناپدید شدن ژان اوستاچ و کلمه درب خانه او فکر نکنید: "خیلی محکم بکشید انگار که یک مرده را بیدار کنید". و اگر یک فیل نشسته هنوز به طرز عجیبی می تواند انسان را به فکر لامان و لا پوتین بیندازد ، به این دلیل است که هو بو مانند فیلمساز فرانسوی ناگزیر و برای همیشه با فیلمی در ارتباط خواهد ماند که مکانی منحصر به فرد را اشغال می کند ، و این یک بلوک از زندگی توانایی است. روح یک دوران و مهمتر از همه سردرگمی و ناامیدی آن را به روشی کاملاً صمیمی و انسانی درک کنیم.
اگر رحلت وی به ویژه قابل تأسف است ، دلیل آن نیز این است که هو بو نماینده نسل جدیدی از فیلمسازان چینی ، متولدین اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 ، (مانند بی گان) بود. در یک زمینه اقتصادی مرفه تر رشد کردند و به فرهنگ دیگری دسترسی داشتند که می توانست از رویکرد جامعه شناسی فرار کند. با نزدیک شدن هر چه بیشتر سینمای جیا ژانگ کی به نگاه معاصر چین در یک زمینه اقتصادی و اجتماعی جدید ، این فیلمسازان شروع به ساخت فیلم هایی می کردند که می توانست در هر مکان برگزار شود. هر کجا و هر زمان آنچه هو بو به ما می گوید نزول به جهنم است: به نظر می رسد شخصیت های او تنها امیدشان رسیدن به این سیرك ، دیدن این فیل است كه به گفته آنها ، استعداد ماندن در جای خود را دارد بدون اینكه تكان بخورد. و او این کار را در یک محیط کاملاً شگفت آور و ساده انجام می دهد ، بدون هیچ گونه پیشنهاد بیش از حد ، که معمولاً در مورد بسیاری از فیلمسازان جوان اتفاق می افتد. هو بو ، او فقط فیلمی را ساخته که شبیه او است. و هزینه ها را پرداخت کرد.

- فیلم هفتگی: یک نشست نشسته حتی المان -
فیل که هنوز در آخرین جشنواره فیلم برلین کشف شده است ، قبل از هاله ای از یک فیلم بزرگ نفرین شده به فرانسه می رسد. اما دلایل خوبی برای تحت تأثیر قرار گرفتن این نقاشی دیواری نسلی استاش وجود دارد ...

جدا کردن سرنوشت فیلمساز جوان هو بو از فیلم او دشوار است ، آنها به دو دلیل خوب و بد بسیار به هم پیوند خورده اند. عواقب بد: پیامدهای رسانه ای مربوط به خودکشی وی ، که پس از درخواست تهیه کننده (فیلم ساز وانگ شیاوشوآی) برای قطع فیلم وی رخ داد. هو بو پس از اینکه از ویرایش چهار ساعته اول و "غیرقابل تحمل" خودداری کرد ، موافقت می کند که آن را دوباره تنظیم کند ، اما فقط ده دقیقه کنار می رود. چند هفته بعد ، او خودکشی کرد. ذاتاً مالیخولیک ، او یک فیلم و داستان کوتاه را پشت سر می گذارد که به وضوح خوی ناامیدانه او را نشان می دهد. به همین دلیل پیوند بیش از حد مشکلات تولید با پایان غم انگیز آن خطرناک خواهد بود. از سوی دیگر ، از قضا ، این خودکشی است که "اجازه" داد فیلم شناخته شود و شناخته شود: مطبوعات در حال تصویر گرفتن از یک فیلمساز شکنجه شده ، شهید و قربانی سیستم ، مشغول کار در بدبختی هستند (این که کمی اغراق آمیز به نظر می رسد) ... بنابراین انتظار عالی بود. اینکه این علاقه به فیلم ناشی از واکنش همدلی یا انسانیت نبوده است ، بلکه بیشتر یک پیامد هیجان انگیز جامعه تماشایی بوده است ، هیچ چیز نمی تواند کنایه آمیزتر از پیام باشد به نظر می رسد فیلم و فیلم ساز می خواهند آن را به ما منتقل کنند.



سیاه سیاه است
در اینجا دلایل "خوب" - به هر حال انسانی ترین - برای دوست داشتن این فیلم و پشیمانی از ناپدید شدن هو بو وجود دارد. با این داستان کرال چهار شخصیت (مرد جوانی که از یک داستان غم انگیز زنای محصنه آسیب دیده است ، پیرمردی که سگش فوت کرده است ، یک دختر جوان در شرایط بد با مادرش و کودکی که آرزوی رفتن به سیرکی را دارد که به نظر می رسد هو بو ، مانند بلا تار که او را تحسین می کرد و کمی هم مربی او بود ، برای ما با گروه کمی از شخصیت ها توصیف کند ، کل بشریت ، حتی کاملاً ، کل جهان (مانند آغاز هماهنگی های Werckmeister). جاه طلبی او برای روایت داستان شخصیت ها و سرنوشت آنها نیز یادآور اولین فیلم های ادوارد یانگ است. و مشاهدات هو بو غم انگیز است ، اگر غم انگیز نباشد: ما بیشتر و بیشتر در دنیای بی اعتنایی و خیانت فرو می رویم ، جایی که مردم ناگزیر با یکدیگر درگیر می شوند. کشف جسد هو بو نیز به ویژه ویرانگر است: برخی از دوستان که نتوانسته بودند به او برسند ، در خانه او را کوبیدند و بدون پاسخ ، قبل از افتادن در راه پله بر روی جسد دوست به دار آویخته شان ، آنجا را ترک کردند. . پس از ورود ، از طریق رایانه وی متوجه شدند كه او طناب را دو روز زودتر از طریق اینترنت سفارش داده است. غیرممکن است که به ناپدید شدن ژان اوستاچ و کلمه درب خانه او فکر نکنید: "خیلی محکم بکشید انگار که یک مرده را بیدار کنید". و اگر یک فیل نشسته هنوز به طرز عجیبی می تواند انسان را به فکر لامان و لا پوتین بیندازد ، به این دلیل است که هو بو مانند فیلمساز فرانسوی ناگزیر و برای همیشه با فیلمی در ارتباط خواهد ماند که مکانی منحصر به فرد را اشغال می کند ، و این یک بلوک از زندگی توانایی است. روح یک دوران و مهمتر از همه سردرگمی و ناامیدی آن را به روشی کاملاً صمیمی و انسانی درک کنیم.
اگر رحلت وی به ویژه قابل تأسف است ، دلیل آن نیز این است که هو بو نماینده نسل جدیدی از فیلمسازان چینی ، متولدین اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 ، (مانند بی گان) بود. در یک زمینه اقتصادی مرفه تر رشد کردند و به فرهنگ دیگری دسترسی داشتند که می توانست از رویکرد جامعه شناسی فرار کند. با نزدیک شدن هر چه بیشتر سینمای جیا ژانگ کی به نگاه معاصر چین در یک زمینه اقتصادی و اجتماعی جدید ، این فیلمسازان شروع به ساخت فیلم هایی می کردند که می توانست در هر مکان برگزار شود. هر کجا و هر زمان آنچه هو بو به ما می گوید نزول به جهنم است: به نظر می رسد شخصیت های او تنها امیدشان رسیدن به این سیرك ، دیدن این فیل است كه به گفته آنها ، استعداد ماندن در جای خود را دارد بدون اینكه تكان بخورد. و او این کار را در یک محیط کاملاً شگفت آور و ساده انجام می دهد ، بدون هیچ گونه پیشنهاد بیش از حد ، که معمولاً در مورد بسیاری از فیلمسازان جوان اتفاق می افتد. هو بو ، او فقط فیلمی را ساخته که شبیه او است. و هزینه ها را پرداخت کرد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 2

درباره ما
موضوعات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    <
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 25
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 40
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 3
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 45
  • بازدید ماه : 45
  • بازدید سال : 259
  • بازدید کلی : 23213
  • کدهای اختصاصی